love
love
love
نوشته شده در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۹۰ توسط love | نظرات (0)
دوست عزيزم ساغر خانم
خواستم تو قسمت نظرات جواب بدم اما ديدم كه ناراحت هستين و شايد ديگه تو قسمت نظرات وارد نشيد ،گفتم اول صفحه جواب شما رو بذارم:اين داستان واقعي زندگي منه و من هر چند ماه داستان و اتفاقات زندگي و اين عشقمو مينويسم، بخاطر همينه كه كامل نيست.
با تشكر از ساغر خانوم وتمامي دوستان


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۱ مهر ۱۳۹۰ توسط love | نظرات (0)
روزها ميگذشت و ميگذشت گاهي اوقات دعواهايي ميكرديم اما باز سريعا آشتي ميكرديم و با هم خوش بوديم تا اين اواخر.... بحث ها و دعواهامون زياد شد، من خيلي ناراحت بودم و به (س.ر)گفتم عزيزم من دوستت دارم اما فكر ميكنم ما با هم تفاهم نداريم و ازدواج ما كار اشتباهيه اخه اين مدت خيلي بحث كرده بوديم .(س.ر)هم از اين حرفم ناراحت شد وكلب بحث كرديم و ما باز دوباره نسبت به هم سرد شديم چند روزي گذشت و (س.ر) بهم گفت من ميخوام ازدواج كنم و از اين شرايط خسته شدم و تو بمن چندبار گفتي برو پي زندگيت و شوهر كن پس حتما دوستم نداري.آن روز دلم شكست چون من اين حرفا رو از روي دلسوزي گفته بودم .چند روزي گذشت و رابطه بين ما كمي گرمتر شد و (س.ر)بهم گفت من ميخوام پيش تو باشم و قصد ازدواج ندارم به (س.ر) گفتم پس اون حرفا كه گفتي ميخواي ازدواج كني چي شد؟گفت خواستم تلافي ان حرفت كه ما باهم تفاهم نداريم بشه.من به (س.ر) گفتم من همان اول بهت گفتم كه من سنم برا ازدواج زوده و با اين بحث ها و حرفا تصميم گرفتم ديرتر زن بگيرم چون واقعا حس كردم شرايطشو ندارم.ما الان با هم دوستيم و همديگه رو دوست داريم اما حرفي از ازوداج نميزنيم البته به درخواست من.

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ توسط love | نظرات (0)








بقيه در ادامه مطلب

به زودي عكسايي جديد ميذارم اگه  دوست داريد ادامه بدهم لطفا در قسمت نظرات پيام بگذاريد.




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ توسط love | نظرات (0)

هيچ كس ويرانيم را حس نكــرد
وسعت تنهائيــم را حـس نكــرد
در ميان خنده هـــــاي تلخ مــن
گريه پنهـــانـــيم را حـــس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم راحس نكرد
آن كـه با آغـــاز مــن مانوس بود
لحظه پــايـانـيم را حـس نـكرد ..



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ توسط love | نظرات (0)

مي دوني رفتـن تـــــو
تـــوي تـقــدير مـنـــــه
گريه هـاي بـي صـــدا
سهـم فـرداي مــنـــــه

مي دوني اشكاي من
مـث بـارون مـي بــارن
آخـه تـو كـه نـبــاشـي
ديـگـه مـــانــع نـــدارن



ادامه مطلب...
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]

نظر دهید

برای نظر دادن کلیک کنید

.::.حالا بر شکل زیر کلیک کنید.::.

براي نظر دادن کلیک کنید
asheghaneha

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشيو
پيوند ها